
درباره کارتون شجاع ترین شوالیه
یک مزرعه دار کدو قدم به یک ماجراجویی می گذارد تا شجاع ترین شوالیه تاریخ شود.
یک مزرعه دار کدو قدم به یک ماجراجویی می گذارد تا شجاع ترین شوالیه تاریخ شود.
وفتی نیا راه مناسب نجات از برج را یاد می گیرد، سِر سدریک اولین باری را به یاد می آورد که با دوست ترولش، گرانت، روبرو شد و از چنگال یک جادوگر حیله گر گریخت.
درس اسب سواری با نیزه نیا به ماجرای اولین تورنمنت سِر سدریک پیش از شوالیه شدن و اشتباه دست کم گرفتن رقیب ختم می شود.
وقتی نیا ماجرای پنهان شدن سدریک و گرانت از دست یک یتی در غار کوهستان را می شنود، یاد می گیرد چطور در جنگل راه را پیدا کند. آن ها موفق می شوند با به کار انداختن فکر خود از چنگ هیولا فرار کنند و راز خشم او را بفهمند.
نیا به عنوان بخشی از خانواده سلطنتی باید اهمیت بخشندگی را بیاموزد. سِر سدریک زمانی را به یاد می آورد که یک غول حریص او و گرانت را به دام انداخته بود و آن ها را مجبور به کمک گرفتن از یک فلوت جادویی کرده بود.
سِر سدریک برای پایان دادن به دعوای نیا و گرانت، توضیح می دهد که چه طور به پری ها کمک کرد از شر یک مشکل دشوار مرتبط با خرس خلاص شوند.
سدریک و گرانت مخفیانه وارد قلعه تاریک می شوند تا نقشه رسیدن به پل گرانت را پیدا کنند. درعوض، آن ها با یک کلاغ پیغام بر به نام سایلور دوست می شوند و باید از شر اژدهایی راحت شوند که مخفیانه داخل قلعه زندگی می کرده است.
سدریک، گرانت و سایلور به قلعه سلطنتی می روند تا به شاه و ملکه درباره اژدها بگویند. وقتی یک جادوگر کاری می کند کل دربار سلطنتی تبدیل به یخ شود، آن ها باید جلوی او را بگیرند.
علاقه نیا به رودخانه مار باعث یادآوری زمانی می شود که سدریک، گرانت و سایلور قایق خود را به وسیله یک هیولای دریایی به زیر آب بردند.
وقتی سِر سدریک داستان یک تخم جادویی اژدها، یک معجون ساز اسرارآمیز و یک سمندر آتشفشانی را تعریف می کند،نیا ارزش ایمان به خود را یاد می گیرد.
هنگام تحقیق درباره تماسی درباره کمک به یک مزرعه هویج، نیا درباره زمانی می شنود که سدریک، گرانت و سایلور مجبور بودند شهری را از شر یک گرگ سیاه بزرگ نجات دهند که بیشتر از آنکه خطرناک باشد، دیگران درکش نکرده بودند.
درحالیکه نیا تا خرخره زیر بار مسئولیت های پیش از شوالیه شدن فرو رفته، سِر سدریک توضیح می دهد که او هم یک بار وقتی گروهی از پیکسی های وحشی بر شهر ساکتی مسلط شده بودند، خیلی سرش شلوغ بوده است.
سدریک، گرانت و سایلور بالاخره با اژدهایی روبرو می شوند که در قلمرو فرمانروایی آشوب به پا کرده است. برای رد شدن از این اژدها و ادامه دادن ماجراجویی شان باید به شانس و معماهای هوشمندانه متوسل شوند.
سدریک، گرانت و سایلور به پل گرانت می رسند و باید استارک را شکست دهند. در یک مسابقه خطرناک، گرانت باید برای پس گرفتن خانه اش باید به جای زور بازو از هوش خود استفاده کند.